چگونه کارآفرین سازمانی موفقی شویم؟

تعریف شما از کارآفرینی چیست؟ هنگامی که این سوال را از اطرافیان خود پرسید اکثراً فردی را مجسم می ‌کنند که شغل خود را به عنوان یک کارمند رها کرده و کسب و کار خود را راه ‌اندازی کرده است، اما این تعریف ذهنی صرفاً یک برداشت پایه و غیر علمی از این واژه است. در ادبیات کاری، کارآفرین و کارآفرینی تعریفی واضح ‌تر و مشخص‌ تر دارد.


در میان کارآفرینان، خلق ارزش و ارزش آفرینی است که یک فرد را تبدیل به کارآفرین می کند، نه صرفاً خلق و ایجاد یک موقعیت شغلی. در این بین کارآفرینانی هستند که بدون ترک موقعیت شغلی که دارند با ماندگاری در همان مجموعه، عنوان جدیدی را در این حوزه اضافه کرده اند و این کار ایجاد ارزش آفرینی در یک سازمان است و نام کارآفرین سازمانی یا کارآفرین درون سازمانی را به خود اختصاص داده ‌اند.

در حقیقت کارآفرینی مصداق یک نگرش است و تردیدی نیست که در هر مجموعه می‌ توان این نگرش را پیاده سازی نمود، هر چند که سازمان های بزرگ به چابکی و نوآوری شدیدا نیازمند هستند. اما این بدین معنا نیست که مجموعه‌ هایی خرد باید از این واقعیت محروم باشند و حتی در یک کسب و کار دو نفره نیز می توان این نگرش ارزشمند را پیاده سازی نمود.


همچنین می توانید بخوانید: چابک ‌سازی سازمان با شیرپوینت


چهار ویژگی کارآفرین درون سازمانی     

  •    دغدغه اصلی، طراحی ایده جدید 
  •    پول، آخرین معیار سنجش
  •    تغییر مسیر مناسب در شرایط ضروری
  •   انسجام و یکپارچگی در فعالیت


اگر این چهار ویژگی در شما وجود دارد، قطعاً فردی کارآفرین و ارزش آفرین هستید. در حقیقت با این که شما صاحب و مالک آن کسب و کار نیستید اما به مانند مالک آن تفکر می کنید، تحلیل می نمایید و در نهایت آن را عملیاتی می کنید. پول یک محرک اقتصادی بالقوه برای تحقق بخشیدن اهداف است، اما جز عوامل اولیه و مهم نیست. بلکه صرفاً در حین اجرا و عملیاتی کردن یک تصمیم به وجود آن ضرورت پیدا می‌ کنید. آماده بودن برای تغییر در شرایط بحرانی حساس نیز ویژگی مهم است که ذهن کارآفرین را به سمت موفقیت هدایت می کند.


یک کارآفرین درون سازمانی همواره منتظر چالشی است تا فرصت های رشد را در آن چالش بیابد و آن را با توجه به یکپارچگی عملکرد و سخت کوشی که دارد، عملیاتی کند. نکته مهمی که در این افراد وجود دارد این است که آنها اصلاً به رشد فردی خود فکر نیستند و به خوبی می‌ دانند که پرورش ویژگی های اخلاقی خوب باید در تمام افراد سازمان باشد، در غیر این صورت موفقیتی وجود نخواهد داشت. به این سوالات پاسخ دهید تا خود را بهتر بشناسید، شاید شما هم کارآفرین درون سازمانی هستید...

 

  •     آیا به دنبال یادگیری مطالب جدید در حوزه کاری تان هستید؟
  •    آیا از رئیس تان می خواهد که مثل یک رهبر عمل کند؟
  •    آیا به دنبال افزایش دانش همکارانتان هستید؟
  •    آیا وظایف بیشتری را با توجه به حاضر حوزه کاری تان پذیرا هستید؟
  •   آیا تلاش می کنید برای هر موضوع، بهترین تحلیل را به مدیرتان اعلام کنید؟


اگر پاسخ شما به سوالات بیان شده مثبت است، پس بدانید که شما به ذات یک کارآفرین سازمانی هستید. شوق و علاقه شما با یکدیگر همسو بوده و در یک راستا است.


همسو شدن علاقه و شغل مراحل ساخت یک کارآفرین 


اگر افراد متناسب با علاقه و اعتقادی که دارند، شغل خود را بیابند رشد و توسعه فردی و جمعی در آن کسب و کار قطعی خواهد بود. هنگامی که شما درگیر شغلی باشید که تمایلات شما نیز با آن در یک راستا است، پتانسیل در شما شکل خواهد گرفت که باعث افزایش عملکرد شما خواهد شد. در حقیقت هنگامی که شما از انجام یک کار لذت می برید گذر زمان و یا حتی حجم بالای آن به شما فشار نخواهد آورد و با تمایل قلبی آن را انجام خواهید داد.


تبدیل ایده و نوآوری 


اگر شما ایده ای در ذهن دارید که می تواند تغییر در کارهای تان ایجاد کند و در واقع یک و نوآوری باشد تا سازمانتان که با هر حجم و اندازه ای است را گسترش دهد، باید آن را پیاده سازی کنید. اگر این دید صرفاً اولویت فردی است آن را خط بزنید اما اگر در راستای شکوفایی جمعی است آن را اجرایی کنید. تجربه نشان داده که بسیاری از سازمان های کوچک و بزرگ ایده های خلاقانه و نوآورانه ای را در حد تئوری مطرح کرده اند اما هیچ گاه آنها را عملیاتی ننموده اند.


ابتکار عمل


برای حضور و بقا در اکوسیستم کسب و کار یکی از پیشرفت ‌ها ابتکار عمل است. ایجاد ظرفیت و توانایی در میان کارکنان برای نترسیدن و حرکت رو به جلو یکی از کارهایی است که باید انجام گردد. یک کارآفرین درون سازمانی همواره تلاش می ‌کند تا وقایع را پیش از آنکه رخ دهد شناسایی کند و یا آمادگی مواجهه با آن را داشته باشد. پیش قدم بودن در عین داشتن ابتکار عمل دو مولفه اصلی و مهم در این مورد است.


تشویق همکاران 


تشویق کردن کارمندان و در کل پاداش دادن به آنها حس خوشحالی را در آنها تقویت می ‌کند. اگر افراد بدانند که مورد توجه هستند و کار آنها دیده می شود، موجب شده تا با تلاش بیشتری وظایف خود را انجام دهند. تجربه شادی و فعالیت اجتماعی دو عامل وابسته به یکدیگر هستند که تنها کارآفرینی که بتواند مدیریت هوش هیجانی را در دست بگیرد توانایی اجرایی کردن این مورد را دارد.


همچنین می توانید بخوانید: ۱۴ روش برای بهبود هوش هیجانی


شیرپوینت ابزاری برای کار آفرینی 


همانطور که بیان شد برای اینکه بتوانید کارآفرین موفق باشید باید برخی از وظایف را به خوبی انجام دهید. دید کامل، شناخت، آگاهی و در عین حال توانایی گذر از شرایط بحرانی، شما را به یک کارآفرین درون سازمانی موفق تبدیل می ‌کند اما در این بین نبود ابزارهای مدیریتی برای تحلیل دقیق موانع و حتی گام‌ های طی شده بسیار آزاردهنده است، زیرا باعث استهلاک بیشتر خواهد شد.
وب سرویس شیرپوینت به شما اجازه می دهد تا بتوانید با وارد کردن اطلاعات خود تحلیلی کامل از حرکت ها و ایده ها داشته باشید و هر آنچه که در واقعیت در حال وقوع است را می ‌توانید در شیرپوینت به‌عنوان دیتای خام وارد کنید تا به وسیله فرم ها و لیست ها و دیگر ابزارهای مختلف از آنها بهره بگیرید.